تبليغاتX
مدیریت تکنولوژی گرایش انتقال تکنولوژی
 مدیریت تکنولوژی گرایش  انتقال تکنولوژی
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

(جهانی فکر کن محلی زندگی کن)نکته مهم و مفيد علمي مديريت
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  http://www.masbi.com?rgm=hassansafarloo&p_id=3
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه سی ام دی 1386
روی لیک بالا کپی کن و در قسمت جستجو بزن و یه سر هم بزن
نوشته شده توسط صفرلو ,

  سالهاي پر بار پيتر دراكر====مدیریت
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه سی ام دی 1386
پيتراف.دراكر پدر علم مديريت نوين و يا به تعبير مجله «بيزينس ويك» آقاي مديريت در طول حيات 95 ساله خود آموزه ها و تجربه هايي را برجاي گذاشته كه همچنان اصول راهنماي خيلي از مديران و شركتهاي بزرگ دنيا قرار داد.
او محورهاي عمده اقتصاد سنتي نظير زمين، نيروي كار و حتي سرمايه را زيرسوال برد و به جاي آن اقتصاد مبتني بر دانايي را قرار داد كه سنگ بناي پيشرفت كشورها در قرن جاري خواهد بود؛ كه غفلت از آن فاصله بين كشورها را در سالهاي آتي بيشتر خواهدكرد.
نگراني از همين فاصله بود كه در اجلاس اخير جامعه اطلاعاتي در تونس، كشورها را به اين فكر انداخت كه راه‌حلي فوري براي اين عقب ماندگي پيدا كنند.
«دراكر» با آثار فراواني كه از خود برجا گذاشته، همه چيز را در حوزه مديريت از نو تعريف كرده است: اصول مديريت، مشتري گرايي، توانمندسازي، كاركنان سازمان، تغيير و...
وي در خلال عمر طولاني خود به مديران و شركتها ياد داد كه چگونه هوشمندانه حركت كنند و چگونه در مواقع بحراني خود را از نابودي در جمع رقبا نجات دهند.
وي فرصتها و تهديدها را پيش روي مديران گذاشته و اكيدا معتقد بود: «مديران موثر بايد براي تشخيص و هدايت فرصتها آماده باشند، ياد بگيرند و دائما پايگاه دانش خود را تازه كنند».
در غير اين صورت معلوم نيست، چه آينده اي در انتظار مديران، شركتها وحتي كشورها خواهدبود.
آنچه كه پيش روي شماست درحقيقت دست رنج تعدادي از كارشناسان سازمان مديريت صنعتي است كه مطالعه آن مي تواند خوانندگان را با گوشه اي از آنچه كه دراكر در طول حيات پربار خود انجام داده، آشنا سازد.
همكاراني كه در تهيه اين ويژه نامه سهيم بوده اند:
1 - محمد آزادي 2 - آناهيتا خزاعي 3 - مريم عرفاني 4 - يكتا عدالتي فرد 5 - يلدا سهرابي 6 - سحر سلطاني جنابي 7 - امير بختايي 8 - هودسا قزوينيان 9 - اصلان قدس نهري 10 - شادي گلچين فر 11 - الهام مقيمي
نوشته شده توسط صفرلو ,

  تعريف و اهداف رشته MBA
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
 

__________________________

 

تعريف و هدف

دوره كارشناسي ارشد مديريت سازمان كه معادل Master of Business Administration (MBA) است به   منظور   پرورش   مديران   كارآمد   براي   اداره سازمانهاي اقتصادي - اجتماعي، توليدي   و خدماتي طراحي شده است.

رشته MBA   يا کارشناسی ارشد مديريت حرفه ای بازرگانی چنانچه از نامش پيداست تنها مديريت بازرگانی نيست ، از آنجا که در ايران آموزش مديريت به سه شاخه بازرگانی ، صنعتی و دولتی تقسيم می شود برای اكثر متقاضيان اين گمان پيش می آيد که   MBA تنها در بر گيرنده مباحث مديريت بازرگانی است و به طور مثال برای مديريت صنعتی بايد به سراغ رشته ديگری رفت در حالی که اين تصور کاملا اشتباه است.

MBA   مديريت Business   است و Business   يعنی کليه عملياتی که از توليد تا فروش و خدمات پس از فروش کالا يا خدمات را شامل ميشود و به صورت مکرر اتفاق می افتد.

برای رشته   MBA حدود 30 گرايش مختلف در کشور های مختلف تعريف شده است. اما   چهار گرايش اصلی اين رشته که تقريبا در همه دانشگاه ها تدريس می شوند به شرح زير است:



 
نوشته شده توسط صفرلو ,

  برخي توصيه ها پيرامون آمادگي براي آزمون کارشناسي ارشد
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه دوازدهم دی 1386

بسياري از مطالب زير را خود شما مي­دانيد. در اينجا تنها تلاش شده است كه مجموعه توصيه ها در يكجا جمع شده و تنها جنبه يادآوري دارند. شايد بسياري از شما دوستان بتوانند در مورد هر بند از مطالب زير مقاله­اي نيز بنويسند. 


به دليل تفاوت در شرايط روحي، قابليتهاي ذاتي، نوع عادات مطالعه، مشغوليتهاي كاري و خانوادگي و بسياري مسائل ديگر، اينكه بتوان براي همه داوطلبان نسخه يكسان پيچيد ممكن نيست. شما كه از نقاط قوت و ضعف خود آگاه هستيد، بايد با عميق شدن در تجربه ساير افراد، راه موفقيت را خود بيابيد.


    برخي توصيه ها ! 


Ü اول خطاب به دوستاني كه قبولي در كارشناسي ارشد رشته مديريت را هدفي سهل و آسان مي­دانند و صرفا" با هدف قبولي و نه علاقه بجاي رشته تخصصي خود رشته مديريت را هدف قرار داده­اند:


 گرايشهاي رشته مديريت به لحاظ تعداد زياد شركت كننده و پذيرش محدود از دشوارترين رشته­ها براي قبولي به شمار مي­رود. اگر شما قبولي در آزمون رشته مديريت را حفظ كردن چند كتاب مديريتي و يا روبرو بودن با رقباي عقب مانده مي­دانيد، سخت اشتباه مي­كنيد؛  قبول نداريد امتحان كنيد! 


Ü يك مدير خوب هيچگاه كار امروز را به فردا موكول نمي­كند. اكنون كه تصميم خود را گرفته ايد كار را به تاخير نياندازيد. اگر شما جزو افرادي هستيد كه گرفتن رژيم غذايي را به روز اول هفته، روز اول ماه يا سال موكول مي­كنند مراقب باشيد! 


Ü قبولي در آزمون همه چيز نيست! برنامه هاي جايگزين براي آينده خود در نظر بگيريد تا درصورت عدم قبولي همه چيز را از دست رفته نبينيد. حداقل دست آورد شما از اين موضوع آرامش در جلسه آزمون است. 


Ü از مطالعه خود لذت ببريد. اگر قرار باشد درس خواندن براي شما جايگزيني مناسب براي شكنجه­ روحي باشد، بهتر است در تصميم خود براي ادامه تحصيل تجديد نظر كنيد. 


Ü براي موفقيت پشتكار اصل ضروري است، به ضريب هوشي خود بسنده نكنيد، اصلا" كافي نيست. 


Ü از دوران دبستان به ما آموخته اند كه "اگر مي­خواهي نتيجه خوب بگيري، براي نمره بيست تلاش كن". آزمون از نوع كارشناسي ارشد هم از اين قاعده مستثناء نيست، بايد رتبه­هاي نخست را هدف قرار دهيد. 


Ü آيا شما جزو افرادي هستيد كه تا يك فصل كتاب را همانند يك استاد ندانند به فصل ديگر نمي­روند. خيلي مراقب باشيد؛ حجم مطلب زياد و زمان محدود است. آيا تا به حال فكر كرده­ايد كه اگر قرار باشد نقاش ساختماني فقط اولين اتاق را بسيار خوب رنگ آميزي كند به سختي از آن اتاق خارج خواهد شد. 


Ü آنچه كه نبايد مطالعه شود را شناسايي كنيد. مراقب باشيد حجم زياد اطلاعات در رشته مديريت براي شما مشكل آفرين نشود. منابع سالهاي اخير و درجه اهميت هر يك را بيابيد.  


Ü مهمترين بخش هر منبع درسي را شناسايي كنيد. چطور؟ ابتدا مروري سربع بر مطالب داشته و سپس با مرور تستهاي سالهاي اخير، با شكل و تفكر طراح سووالات آشنا شويد. همينطور مسير براي مطالعه موثرتر را خواهيد يافت(از اينكه در جلسه آزمون انقلابي در تفكر و نوع ديدگاه طراح سووال مشاهده كنيد، خيلي تعجب نكنيد و آمادگي پذيرش آن را داشته باشيد). 


Ü حتما" وقتي را براي دوره كردن مطالب در نظر بگيريد. بسياري از دروس اگر براي مدت كوتاهي مرور نشوند، به هنگام برخورد با آنها ممكن است تصور كنيد كه آن مطلب را براي بار اول مي­بينيد. 


Ü با توجه به تعداد زياد دروس رشته مديريت، داشتن خلاصه مطالب كه حاصل جمعبندي شما از مطلب است در هرشكل ممكن (نوشته يا صوت) بسيار مفيد است. اين مستندات در روزهاي آخر به داد شما مي­رسند. به­خاطر داشته باشيد كه خلاصه نويسي زمان بر است، پس با مديريت زمان به سراغ آن برويد. 


Ü آزمونهاي آزمايشي را براي محك زدن مستمر خود انتخاب كنيد. از بين انبوه اين دسته آزمونها با استفاده از شاخصهاي مانند تعداد شركت كنندگان و رقبا در آزمون ، ميزان استاندارد بودن سووالات، صحت و سرعت دستيابي به نتايج آزمون، انتخاب خود را انجام دهيد. اگر شركت در اين آزمونها براي شما از لحاظ علمي هيچ مزيتي نداشته باشد؛ حداقل آن است كه شما به شركت در يك جلسه آزمون چند ساعته عادت مي­كنيد. بسياري از داوطلبان با سطح علمي بالا به علت خستگي در اواخر جلسه آزمون از دور خارج مي­شوند. 


Ü هزينه فرصت شركت در آزمون براي بسياري از داوطلبان بسيار قابل توجه است. ترك شغل، مرخصي كاري، اختصاص وقت كمتر به خانواده از هزينه هاي شركت در اين آزمون است. اگر شما از جمله داوطلباني هستيد كه شغل شما درس خواندن است، از اين فرصت به­دست آمده استفاده ببريد ممكن است ديگر چنين موقعيتي به دست نيايد. 


Ü با تمرين تست زدن، زمان تقريبي مورد نياز هر درس را تجربه كنيد و در جلسه آزمون برنامه­ريزي شده وارد شويد. 


Ü تجربه نشان داده است كه اكثر قبول شدگان در يك يا دو درس نسبت به بقيه دروس قويتر بوده اند. اين توانايي در جلسه آزمون به شما آرامش و قوت قلب مي­دهد. اگر سووالات درس محبوب شما سخت است نگران نشويد، شما باز هم بهتر از بقيه هستيد. 


Ü سعي كنيد در همه دروس توانايي پاسخ به سووالات را داشته باشيد. نمره صفر در يك درس مي­تواند شما را از دور خارج كند. 


Ü براي دروسي كه خيلي ضعيف هستيد يا تجربه آموزشي نداريد، برنامه ريزي خاص كنيد. 


Ü در جلسه آزمون در هنگام پاسخ به سووالات وسواس به خرج ندهيد. قرار نيست كه نمرات شما در درسها بالاي 80 درصد باشد. 


Ü در جلسه آزمون راه حلهاي تمرين نشده را امتحان نكنيد.  


Ü براي فهم بهتر مفاهيم مديريتي، بازاريابي و ..... در زندگي روزمره خود براي آنها كاربرد پيدا كنيد. 


Ü اول دروس سخت را شروع كنم يا آسان ؟ به نظر من اول بايد قورباغه را قورت داد! 


Ü انرژي خود را تا لحظات آخر و هنگام آزمون حفظ كنيد. رسيدن پيش از موقع به حداكثر آمادگي مي­تواند در ادامه مستهلك كننده باشد.

نوشته شده توسط صفرلو ,

  انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شو
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه هشتم دی 1386

 

 


 

 

 

 

 

 

۱) او با سر بزرگ متولد شد
وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
۲) حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود
مطمئنا انیشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود.
۳) او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود
انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.
به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم،زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینّند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.
۴) او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
درسال ۱۸۹۵ در سن ۱۷ سالگی،انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.
در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.
۵) علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن
انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟
۶) او فقط یکبار رانندگی کرد
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت.
انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.
یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول کرد، اماکمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
۷) الهام گر او یک قطب نما بود
انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.
۸) راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتن در ۱۹۵۵ مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد.بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.
علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

نوشته شده توسط صفرلو ,

  ایزاک نیوتن که در روز ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ یعنی سال مرگ گالیله متولد شد
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه هشتم دی 1386

ایزاک نیوتن که در روز ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ یعنی سال مرگ گالیله متولد شد  ایزاک نیوتن که در روز ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ یعنی سال مرگ گالیله متولد شد ایزاک نیوتن که در روز ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است که افراد آن کشاورز مستقل بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در ۳۰ سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مرد ضعیف، با رفتار غیر عادی زودرنج و عصبی مزاج بود مادرش هانا آیسکاف زن خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت ، آیزاک در دوره کودکی شادی نداشت او سه ساله بود که مادرش با کشیش مرفهی با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد جدایی از مادر ظاهراٌ سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباٌ مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یک یا دو بار نامزد کرد به نظر می آمد که تمرکز او منحصراٌ روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می کرد، از دور ببیند
آموزش ابتدایی رسمی را نیوتن در دو مدرسه کوچک گذراند که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند چنین به نظر می رسد که اول بار دایی او متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد.
بدین ترتیب دایی او مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریجکه خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود بفرستد مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند در این هنگام نیوتن
۱۵ ساله بود کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می کرد نیوتن در یکی از روزهای سال ۱۶۶۳ یا ۱۶۶۴ شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد.
افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعاٌ تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل
۱۶۶۵ که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.
در حدود سال
۱۶۶۵ مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت زیرا تمام کتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید در این هنگام نیوتن بیش از ۲۲ سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت در باره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی افتد؟ این اندیشه ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یکی از قانونهای فیزیک راکشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش، طی ۱۸ ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد دلیل جزر و مد را کشف کرد قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص دادو معادله هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند روزی که او منشوری را در دست گرفت واجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به ۷ پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی ۱۸ ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند او ۳ سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد او همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسکوپ آیینه ای رصد خانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز، که آیینه آن ۵ متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.
نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی مه نیوتن پیدا کرد اولی ظاهراٌ در سال
۱۶۷۸ و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دره وی مدت ۶ سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین ۱۶۸۴ و ۱۶۸۶از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد در سال ۱۶۸۶ در ۴۵ سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش مه به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با به کار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دوقطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه درصدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد.
نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند. نیوتن در پاییز سال
۱۶۹۲ هنگامیکه به ۵۰ سالگی رسید نزدیک می شد به سختی مریض و بستری شد به طوریکه از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دجار بی خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی خوابی کامل تبدیل شد خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکمت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند برگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال ۱۷۰۰ میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز اتنخاب شد در سال ۱۷۰۵ علیا حضرت ملکه (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.
وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می کند در حالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است آخرین روزهای زندگی وی تاثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه های دیگری