نويسنده: محمد رضا عباسي
به اعتقاد صاحب نظران اگر صنعت ايران داعيه جهاني شدن را دارد، يكي از مهمترين نهادهايي كه بايد ايجاد شود، نهاد مديريت تكنولوژي در راستاي استراتژي پيشرفت كشور است. در اين راستا نياز به تعميق آشنايي دست اندركاران صنايع با مفاهيم بنيادي اين مقوله از قبيل تكنولوژي و نسبت آن با دانش، صنعت و تجارت، مفهوم تكنولوژي مناسب، دوره عمر تكنولوژي و فرايند نوآوري تكنولوژيكي از يك سو و مفاهيم كاربردي مديريت تكنولوژي مانند انواع قراردادهاي انتقال تكنولوژي، استراتژي تكنولوژي، اكتساب و بكارگيري تكنولوژي از سوي ديگر، نيازي است كه پاسخگويي به آن فراهم آوردن نهادهاي مناسب جهت تكميل يك سير مطالعاتي منظم و در عين حال مرتبط با تجربيات صاحبان صنايع را مي طلبد و مي بايست با ايجاد پل ارتباطي مديريتي خاص برقراري ارتباط مستقيم ميان مديريت تكنولوژي و صنعت را ايجاد و بهره مند شد.
1. روندهاي كليدي بازار كه به طراحي سيستمي و عملكرد محصولات تاثير دارند مي توان به اختصار به موارد ذيل اشاره نمود:
* روندهاي جمعيت شناسي اجتماعي: اين روند اميد به زندگي بيشتر را مدنظر قرارداده، بطوريكه دگرگوني شيوه زندگي باعث شده مشتريان از توليدات امروزه چيزي فراتر از حدمعمول را انتظار داشته باشندو........
* روندهاي تكنولوژي: پيشرفت تكنولوژي هاي توانمندساز، به ويژه گسترش چشمگير فناوري هاي رايانه اي و ارتباطات، يك نيروي پيشران براي گسترش محصولات صنعت ايجاد و فراهم نموده است.
* روندهاي صنعت : با كم شدن موانع اقتصادي ، بازارهاي جهاني بيش از پيش به يكديگر نزديك مي شوند، رقابت جهاني باعث بهبود بي سابقه بهره وري شده است، شركتها، مخصوصا صاحبان صنايع بايد جهاني بيانديشند و محلي عمل كنند. لذا جهاني شدن هم مهندسي و هم منبع يابي را شامل مي شود كه هردو با سرعت چشمگيري در حال رشد مي باشند.
* روندهاي افزايش توقع مصرف كننده : هر چند اين روند آنطوري كه مي بايست، دگرگون نشده، اما اولويت آنها پيوسته در حال جابجايي است. در اين راستا مواردي چون، قيمت، كيفيت، كارايي، خدمات و نگهداري، ايمني، راحتي، مصرف و محيط زيست به عنوان نمونه هايي از ترجيحات و توقعات مشتريان را مورد توجه قرارداده است. وبراي موفقيت وتصاحب فرصت ها مي بايست صاحبان صنايع در عرصه توليد به نيازها و انتظارات مشتريان توجه و از منابع موجود براي جلب نظر آنان بيشترين بهره برداري را ببرند، چه اينكه آنها بايد پيوسته روندها و دگرگوني هاي بازار را ارزيابي و خودرا بابهترين تكنولوژي هاي دنيا منطبق سازند.
-2 مديريت تكنولوژي از جمله مباحثي است كه اگر درست به آن توجه شود در صنعت موثر واقع خواهدشد بطوريكه مديريت تكنولوژي شامل توسعه و كاربري استراتژي ، سازمان، فرايندها و منابع تكنولوژي است و به عبارت ديگر مديريت تكنولوژي تقريبا با تمامي زواياي كسب و كار ارتباط و تاثير مستقيم بر درآمد خالص و ارزش سهام شركت دارد بنابراين لازم است كاملابا كسب وكار آميخته و مديريت شود.
توليدكنندگان بايد براي برآورده كردن نيازهاي مشتريان اقدام به توسعه محصولات و تكنولوژي هاي نو كنند، از طرفي اين نوع مديريت با چالشهايي از قبيل چالش اثربخشي، چالش كارآيي، چالش توانمندي روبرو است.
-3براي رويارويي با چالش هاي مذكور، راهكارهاي موثري كه بيشترين تناسب را به ويژه با مديريت تكنولوژي در صنايع ايفا مي نمايد را مي توان به اختصار به شرح ذيل مطرح نمود:
هم راستا كردن فرايندها، منابع و سازماندهي تكنولوژي با استراتژي تكنولوژي يعني تبين چشم انداز بنگاه در آينده و هماهنگي استراتژي، فرايند ها . منابع و سازماندهي، يك مفهوم بنيادي در بنا نهادن هر سازماني است و اينكه فرايندهاي تكنولوژي بايد استراتژي هم راستا باشند و هم چنين بر اساس تاثير رقابتي دسته بندي شده و در يكي از چهار دسته زير قرارگيرد:
* تكنولوژي پايه : براي حضور در كسب و كار ضروري است اما هيچ برتري رقابتي ويژه اي ايجاد نمي نمايد
* تكنولوژي كليدي : تكنولوژي است كه در حال حاضر برتري رقابتي ميشود.
* تكنولوژي پيشگام : تكنولوژي است كه در آينده برتري رقابتي ايجاد خواهد كرد.
* تكنولوژي نوظهور : كه در حال حاضر پتانسيل خاصي را نشان نمي دهد و نيازمند نظارت دقيق است
جهاني كردن تحقيق و توسعه نيز يكي از راهكارهاي افزايش كارايي و اثر بخشي توسعه تكنولوژي براي يك شركت چند مليتي، جهاني كردن تحقيق وتوسعه است. نزديك تر شدن به مشتري نهايي يك مزيت بالقوه جهاني شدن است.
-4بخشي از مسئوليت هاي يك مديريت ارشد تكنولوژي هم راستا كردن استراتژي تكنولوژي با استراتژي تجاري براي رشد بهتر و ايجاد ارزش براي سهامداران، تعريف ساز وكارهاي استراتژيك، هماهنگ ساختن استراتژي هاي تكنولوژي در كل شركت مسئول و حامي نيروي كاري فني و پيشرفت آن، فعاليت به عنوان مسئول آينده نگاري شركت مي باشد.
-5 آگاهي تكنولوژي، صرفا اطلاعات نيست بلكه اطلاعات را مي توان ماده خامي دانست كه آگاهي تكنولوژي از ان بوجود مي آيد.
-6در تلاش براي مديريت تكنولوژي، چالش اصلي، شناسايي يك راهكار موثر نيست بلكه اجراي آن است كه به سه بخش عمده:
الف- آماده سازي براي دگرگوني
ب - توجه به قواعد نامكتوب بازي
ج - استفاده از معيارهاي اندازه گيري مناسب مي توان تقسيم نمود.
درنتيجه مديريت تكنولوژي، چالشهاي كه مديران صاحبان صنايع با آنها مواجه شده و يا مي شوند و چگونگي پرداختن به آنها و برون رفت از مشكلات رامي بايست مطرح نموده، هر چند امروزه مشكل مي توان شركتي را يافت كه بتواند به تنهايي و خودكفا، نيازهاي توسعه تكنولوژي خود را با توجه به موانع گوناگوني كه در پيش رو دارد، برآورده سازد. چيزي كه ممكن است در راستاي يك استراتژي پيشتاز قرار نداشته باشد.
در حال حاضر چالش فراروي مدير تكنولوژي، بهينه سازي تركيب منابع دروني و بيروني براي دستيابي به چشم انداز مطلوب تكنولوژي است.